18/05/2026
امروز روی بالکن خانهام نشسته بودم و به گلهای شمعدانیای که امسال کاشتهام نگاه میکردم. در همان حال، به یاد دوست عزیز و بزرگوارم، محمودرضا بهمنپور افتادم؛ و ناگهان بالکنِ باصفا و زیبای او در نشر نظر در ذهنم زنده شد؛ جایی که با حضور پرشور و نگاه مثبتش، بهشتی صمیمی برای گفت و گو، تبادل نظر و دیدار دوستان و هنرمندانی بود که در کنار او رفت و آمد میکردند.
و حالا، نبودنش چقدر غیرقابلتصور است…
در آخرین سفرم، مرا به ناهار دعوت کرده بود. در آرامشِ سایهدار آن بالکن، ساعتها درباره پروژههایمان گپ زدیم و گفتوگو کردیم…
چقدر دلم برایتان تنگ شده است…
دوست بزرگوارمان، جایتان همیشه سبز و یادتان همواره با ماست 🤍🤍🤍🙏🏼🌺🕊️